نظامهای رتبه بندی و دغدغه های رؤسای دانشگاه ها

به گزارش اداره روابط عمومی و همکاری های علمی بین المللی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری   و  پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، دکتر محمدرضا قانع، معاونت مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری گفت: رتبه بندی دانشگاه ها بیش از سه دهه است که آغاز گردیده است. فارغ از دامنه ملّی یا بین المللی این نظام های رتبه بندی، دغدغه دانشگاه ها و متولیان آموزش عالی در هر کشوری میزان حضور دانشگاه های آن کشور در این نظام ها و کسب رتبه برتر می باشد.

قانع اظهار داشت: سؤال پیش رو این است که آیا یک دانشگاه باید در تمام نظام های رتبه بندی حضور داشته باشد؟ اگر این موضوع محقق نشد آیا دانشگاه از جایگاه و اعتبار علمی لازم برخوردار است؟ در آغاز فعالیت نظام های رتبه بندی، نگرانی و  تلاش متولیان دانشگاه ها در سطح جهانی معطوف به این موضوع بوده است و چنانچه دانشگاه خود را در چنین نظام هایی مشاهده نمی کردند و یا در صورت موجود بودن از رتبه کسب شده رضایت نداشته ، کوشش برای ورود به رتبه بندی یا ارتقای رتبه آغاز می شده است.

وی ادامه داد: با گذشت زمان و بوجود آمدن نظام های متعدد رتبه بندی در قیاس ملّی و بین المللی مانند تایمز، شانگهای، QS،Leiden وISC و ایجاد محیط رقابت از یک طرف در بین این نظام ها و از طرف دیگر بین دانشگاه ها برای حضور در آنها و کسب رتبه برتر، موضوع روش شناسی (Methodology) حداقل از طرف ایجاد کنندگان نظام رتبه بندی مورد توجه قرار گرفت. متآسفانه رؤسای دانشگاه ها روش شناسی رتبه بندی ها را در اولویت کاری خود قرار نداده و دغدغه آنها حضور در یک یا چند نظام رتبه بندی بوده و می باشد.

وی اظهار داشت: در نظام های رتبه بندی دانشگاه ها، داده های ورودی و خروجی باید با نوع دانشگاه تجانس داشته باشد در غیر اینصورت ناهمگن بودن باعث می شود که ستاده از اعتبار لازم برخوردار نباشد. در همین راستا واضح است که داده های ورودی دانشگاه های علوم پزشکی، فنی مهندسی، علوم انسانی و دانشگاه های جامع از جنبه هایی متفاوت است. به همین منظور مقایسه دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی در یک بستر با شاخص ها و مؤلفه های یکسان خالی از اشکال نیست.
معاونت مرکز منطقه ای تصریح کرد:  سنجش بهره وری آموزش عالی کار دشواری است و نیازمند روش شناسی منطقی است. بدیهی است، نتایج رتبه بندی مبتنی بر روش شناسی های بکار گرفته شده می باشد. از این رو، مسئولان دانشگاه ها باید با استفاده از دانش متخصصان حوزه علم سنجی و  حوزه های آمار و ریاضی از صحت و درستی روش شناسی اطمینان حاصل نمایند و بر اساس شاخص های موجود در نظام رتبه بندی مورد نظر فعالیت های آموزشی و پژوهشی دانشگاه خود را هدایت نمایند.

وی گفت: هدف از بیان مطالب فوق جلب توجه رؤسای دانشگاه ها به روش شناسی نظام های رتبه بندی در سطح ملّی و بین المللی است. نکته دیگری که حائز اهمیت است تمایز بین شاخص و مؤلفه می باشد. بدین معنی که تعداد انتشارات و تعداد استنادها را نمی توان یک شاخص دانست، بلکه مؤلفه هایی برای ایجاد یک شاخص هستند. زیرا اعداد مطلق داده های مناسبی برای تفسیر و ارزیابی نمی باشند و زمانی می توان در روش شناسی نظام های رتبه بندی به این مؤلفه ها تکیه کرد که بهنجار شده باشند و به عنوان یک متر استاندارد جهت اندازه گیری بهره وری علمی دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی تبدیل گردند.

قانع در ادامه گفت: چنانچه در یک نظام رتبه بندی این مؤلفه ها به اشتباه به عنوان یک شاخص معرفی شوند، اصل روش شناسی را زیر سؤال برده و به نتایج ارئه شده در جدول لیگ با شک و تردید پژوهشی باید نگریست. این موضوع دقیقا به تراکم استنادی در بعضی حوزه های موضوعی باز می گرددکه باید با استفاده از فرمول های منطقی آمار و ریاضی سوگیری آنها توسط متولیان نظامهای رتبه بندی کنترل شود تا خروجی قابل اطمینان باشد.

وی بیان داشت: باید خاطر نشان ساخت این دقیقا نکته ای است که نظام رتبه بندی لایدن هلند به آن توجه خاصی دارد. چنانچه نظامی اعلام نماید که این مهم را مد نظر دارد کفایت نمی کند، بلکه باید شیوه و چگونگی رفع این سو گیری را در روش شناسی خود دقیقا توضیح دهد.

قانع اظهار داشت: نکته دیگری که قابل توجه است و اتفاق نظر جهانی از منظر روش پژوهش دارد، وجود خواص مشترک جامعه پژوهش است. استفاده کنندگان از نظام های رتبه بندی بهتر است نسبت به این موضوع حساسیت لازم را داشته باشند.

وی افزود:  چگونه می توان دانشگاه های جامع را با دانشگاه های صرفا فنی و مهندسی و یا دانشگاه هایی که فقط در حوزه علوم انسانی(به معنی عام) فعالیت دارند با شاخص های یکسان رتبه بندی نمود؟ واضح است که لحاظ کردن تعداد مقالات در یک یا چند حوزه خاص برای رتبه بندی تمامی دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی توجیه علمی ندارد. بنابراین چنین موضوع مهمی باید در روش شناسی لحاظ گردد.

معاونت مرکز منطقه ای در ادامه بیان داشت: وزن اختصاص یافته به هر شاخص و مؤلفه های آن باید از منطق خاص خود برخوردار باشد. بنابراین، متولیان نظام های رتبه بندی بهتر است به میزان رخداد هر شاخص و زیر مجموعه های آن در تمامی دانشگاه های مورد نظر واقف باشند تا وزن واقعی برای آن در نظر بگیرند. برای مثال اختصاص وزن ۳۰ یا ۳۵ درصدی برای مؤلفه های استناد یا تعداد انتشارات که اعداد مطلق  می باشند، نتایج رتبه بندی را غیر قابل اعتماد می کند، مگر در قالب شاخص، بهنجار شوند.

قانع در پایان افزود:  رؤسای دانشگاه ها و متولیان آموزش عالی کشور در راستای سیاست های کلی “علم و فناوری” ابلاغی مقام معظم رهبری که به صراحت در آن به کارآمدی نظام های سنجش و رتبه بندی اشاره شده است (“ساماندهی و تقویت نظام های نظارت، ارزیابی، اعتبارسنجی و رتبه بندی در حوزه‌های علم و فناوری، ساماندهی نظام ملی آمار و اطلاعات علمی، پژوهشی و فناوری جامع و کارآمد” ) به روش شناسی نظام های رتبه بندی در سطح ملّی و بین المللی توجه خاص داشته باشند و از متخصصین علم سنجی و ریاضی و آمار در دانشگاه های خود بخواهند که این مهم را بررسی و آنگاه دغدغه های خود را در خصوص  عدم حضور  دانشگاه مربوطه در یک نظام رتبه بندی یا کسب رتبه پایین به صورت منطقی و با روش علمی پی گیری نمایند.

   ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ ۰۹:۰۹

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم